تبليغاتX
گامبالوها
سلام دوستای خوبم

این آخرین آپ منه امیدوارم که تو این مدت تونسته باشم مطالب سرگرم کننده ای ارائه بدم

راستش چند هفته ای بود که برای وبم مشکلی پیش اومده بود ولی با کمک دوست گلم زهرا (ته تغاری)

مشکل وبم حل شد ولی خوب مدارس هم شروع شده و من وقت سر خاروندم هم ندارم ولی با این وجود

دارم تلاش میکنم وب جالب تری ایجاد کنم که اگه خدا توفیق این کارو بهم بده اعلام میکنم.

خداحافظ دوستای مهربونم:

خداحافظ همین حالا                        همین حالا که من تنهام

همین حالا به شرطی که                    ببینی تر شده چشمام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 16:59  توسط sarnia  | 
بازم سلام

یه عذر خواهی یکنم چون چند وقته سرم شلوغه و نمیتونم بیام ولی امروز براتون یه مطلب جدید گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

سوال‌هاي کنکور امسال را ديده‌ايد؟ بعضي سوال‌هايش واقعاً خيلي باحالند! منظورم چيست؟ الان خدمتتان عرض مي‌کنم: انگار يک سري سوالات کنکور امسال در دروس ادبيات و معارف، براي آي‌کيوي در حد سرخس! طراحي شده است، در حدي که قشنگ آدم را به خنده مي‌اندازد. باور نمي‌کنيد؟ پس سوال‌ها را بخوانيد:
ـ جاي خالي را با گزينه‌ي مناسب پر کنيد.
«به نام خداي ............
بيانداخت شمشير را شاه دين»
1) جهان آفرين
2) مهربان
3) کريم
4) رحيم
يعني گزينه‌ها آن‌قدر تابلوست که طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنيده باشد، به‌راحتي و با توجه به وزن شعر، مي‌تواند گزينه‌ي درست را پيدا کند. اما اين سوال تازه خوب است! صبر کنيد برسيم به جالب‌ترهايش!
ـ جاي خالي را با گزينه‌ي مناسب پر کنيد.
«بهرام که گور مي‌گرفتي همه عمر
ديدي که چه‌گونه گور .......... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام
به خدا اين سوال‌هاي کنکور امسال بوده است ها! فکر نکنيد من اين‌ها را از خودم درآورده‌ام. باور نمي‌کنيد، خودتان برويد سايت سازمان سنجش را ببينيد. توي اين سوال فقط کم مانده بود يکي از گزينه‌ها را هم مي‌گذاشت "دل‌پذير" يا "تبرک"! تست بعدي را داشته باشيد:
ـ جاي خالي را با گزينه‌ي مناسب پر کنيد.
«که گويد برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشم‌هاي
دقت داريد که، طراح محترم گزينه‌ي 2 را «پاي» ننوشته که خداي نکرده داوطلبين عزيز کوچک‌ترين شکي نکنند. آن گزينه‌ي 4 هم که آخرش است. اما سوال بعدي:
ـ جاي خالي را با گزينه‌ي مناسب پر کنيد.
« ............ پرده‌ي پندار دريدند
يعني همه‌جا غير خدا هيچ نديدند»
1) مردان خدا
2) مردم همه‌جا
3) مردم هميشه
4) مردان و زنان

نظر

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 13:13  توسط sarnia  | 
سلام

امروز اومدم تا یه سری عکس عشقولانه براتون بگذارم

در آخر هم یه سوال پرسیدم فقط یه خواهشی که دارم لطفا خودتون به این سوال جواب بدید و حرفهای کلیشه ای و شعار برام ننویسید

                         

برید تو ادامه مطلب تا بقیه عکسها و سوال رو ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 14:45  توسط sarnia  | 
معاون فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات با اشاره به فضیلت های ماه رمضان بر لزوم تربیت مبلغ برای بهره مندی هر چه بیشتر از این ایام تاكید كرد.
معاون فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات با اشاره به فضیلت های ماه رمضان بر لزوم تربیت مبلغ برای بهره مندی هر چه بیشتر از این ایام تاكید كرد.
حجت الاسلام حسین روحانی نژاد، معاون فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی در گردهمایی توجیهی آموزشی روحانیون مستقر استان تهران، ماه رمضان را فرصتی ویژه برای تبلیغ دین دانست و گفت: این ماه به غیر از داشتن ویژگی های منحصر به فرد دارای شب یا شب های قدر نیز هست که در میزان فضیلت با هیچ ایام دیگری در سال قابل مقایسه نیست.
وی با اشاره به حدیثی از پیامبر اعظم (ص) به نقل از کتاب وسایل الشیعه، جلد هشتم صفحه ۲۰ به بیان فضایلی از شب های قدر پرداخت و تصریح کرد: پیامبر (ص) می فرمایند که حضرت موسی (ص) درباره چگونگی رسیدن به مقام قرب الهی، رسیدن به رحمت پروردگار، رمز عبور از پل صراط و رسیدن به بهشت و نعمت های آن و در نهایت رسیدن به رضای خدا از پروردگار سوال کرد و در جواب این گونه شنید که کسی می تواند به مقام قرب من برسد که در شب قدر بیدار باشد، رحمت الهی برای آن دسته از بندگانی است که در شب قدر به مساکین توجه کنند.
حجت الاسلام روحانی نژاد به بخش های دیگر این حدیث اشاره كرد و افزود: صدقه دادن در شب قدر رمز عبور از صراط، تسبیح پروردگار در این شب ضامن بهشت و استغفار محافظانشان در برابر آتش جهنم و رضایت پروردگار در گرو اقامه دو رکعت نماز در این شب است.
معاون فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی کنار هم قرار دادن این گونه آموزه ها و تبلیغ و گسترش آن در بین مردم را وظیفه مبلغان دانست و اظهار داشت: پاسداران و مروجین دین باید همواره به دنبال ارتقای سطح علمی خود باشند و با توجه به آیین نامه ابلاغ شده از سوی سازمان تبلیغات اسلامی و طرح های پیش رو با برنامه ریزی دقیق پیش روند.
حجت الاسلام روحانی نژاد با اشاره به آمار و ارقامی از تعداد مبلغ مورد نیاز استان تهران و کم بودن تعداد روحانیون مستقر و طرح هجرت در برابر این نیاز بر لزوم تربیت مبلغ در سطح جامعه تأکید کرد.
بنابراین گزارش در بخشی از این مراسم از حجت الاسلام بهرام آذرنیا، فاضل عرفانی، غلامعلی امامی پور به عنوان مبلغان فعال و نوآور تقدیر شد.
گردهمایی توجیهی، آموزشی روحانیون مستقر تحت پوشش سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران صبح امروز با حضور معاون فرهنگی تبلیغ، سازمان تبلیغات اسلامی، معاون فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات استان تهران و ۱۱۰ نفر از روحانیون مستقر این استان در سالن اجتماعات تبلیغات اسلامی شهرری برگزار شد.
گزارش: خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 13:40  توسط sarnia  | 
همونطور که پگاه جونم(همه چی) هم گفت امروز تولدم بود برای همین یک کیک خوشمزه مجازی براتون گذاشتم امیدوارم به همه برسه و کم نیاد:

 

                                        راستی تبریک یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 21:11  توسط sarnia  | 
شاگرد اول:وقتی کارنامه گرفتم به خانه رفتم و کتابهای سال گذشته را یک بار دیگر مرور کردم.بعد کتابهای سال آینده را خریدم و از همان روز شروع کردم به خواندن تا قبل از باز شدن مدرسه ها همه درسهای سال بعد را یاد گرفته باشم و باز هم شاگرد اول شوم.

شاگرد آخر:مگر این درسها میگذارند که آدم توی فصل تابستان کاری کند ؟! من همه سه ماه تعطیلی را درس خوندم و وقت سر خاراندن هم نداشتم.چون از همه درسها تجدید شده بودم و برای این که مردود نشم باید دوباره همه کتاب ها را میخوندم.

مبصر کلاس:تابستان خسته کننده بود.هر روز ظهر مجبور بودم خواهر و برادر کوچکترم را ساکت کنم تا مادرم استراحت کند.بعد از ظهرها هم توی کوچه میرفتم تا فوتبال بازی کنم اما هیچ کس مرا توی تیمش راه نمیداد.آخر سر هم مجبور میشدم داور مسابقه شوم.

خود شیرین کلاس:من و خانوادم به شهرهای زیادی رفتیم و جاهای گوناگون را دیدیم.من در این سفرها برای معلمان عزیزم و ناظم و مدیر محترم کارت پستال و سوغاتی میخریدم و همیشه به یاد آنها بودم.

نیمکت آخری کلاس:من به کلاس بوکس رفتم و چند فن جدید یاد گرفتم تا بعد از تعطیلات تابستان حساب چند نفر را بهتر برسم.

نیمکت اولی کلاس:از بس توی محل ما آدم  قلدر و زور گو زیاد شده است همه تعطیلات را  از ترس در خانه ماندم و کارتون تام و جری دیدم.البته به کلاس ژیمناستیک هم رفتم.حسابی نرمش کردم و بارفیکس رفتم تا قدم بلندتر شود...اما...

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 13:16  توسط sarnia  | 
نوبتی هم که باشه نوبت یه غذای خوشمزه سبک و سریع برای آقایونه:              سالاد کاهو و قارچ

مواد لازم:

کاهو :۱ عدد

قارچ: ۱۵۰ گرم

آب لیمو:۶ قاشق غذا خوری

پیازچه:۲ عدد(یا یک پیاز کوچک)

گوجه فرنگی:۲ عدد

روغن زیتون:۴ قاشق غذا خوری

نمک و فلفل سیاه یا قرمز:به مقدار دلخواه

 

طرز تهیه:

  1. کاهو را بشویید و در آبکش بگذارید تا آبش برود.بعد آن را درشت خرد کنید.
  2. قارچ ها را بشویید و به صورت ورقه های نازک ببرید.روی آن ها دو قاشق آب لیمو بریزید تا سیاه نشوند. 
  3. پیازچه را بشویید و ریز خرد کنید .(در مورد پیاز هم آن را بشویید و بعد از پوست کندن ریز خرد کنید.)
  4. گوجه فرنگی ها را هم بشویید و با رنده درشت رنده کنید .
  5. وقتی گوجه فرنگی ها به صورت پوره درآمد آن را به پیازچه (پیاز) اضافه کنید . سپس ۴ قاشق آب لیمو را با مقدار دلخواهی از رو غن زیتون نمک و فلفل هم مخلوط کنید و روی پوره گوجه فرنگی خود بریزید .
  6. کاهو و قارچ را در ظرف مناسبی قرار دهید و مخلوط آماده شده پوره گوجه فرنگی را روی آن بریزید.
  7. غذای شما آمده است میل کنید و نظر هم فراموش نشود.درضمن این غذای رژیمی خوبی برای دخترای گل هم هست تا گامبالو نشوند.
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 22:21  توسط sarnia  | 
عمر مثل بازی پروانه است

مر مثل برکه ی خشک نگاه

مثل یک آواز کوتاه و قشنگ

مثل یک خورشید زرد و بی صدا

مثل یک ابر سفید و بی گناه

مثل یک گلبرگ یاس هفت رنگ

مثل یک نیلوفر زرد و قشنگ

 

نظر میخوام

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 16:10  توسط sarnia  | 
به قطار که فکر میکنم سرم سوت میکشد.

به کلید که فکر میکنم دلم باز میشود.

به فلفل که فکر میکنم دلم میسوزد.

به پیاز که فکر میکنم اشکم سرازیر میشود.

به تفنگ که فکر میکنم مخم تیر میکشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 19:9  توسط sarnia  | 
احمد:از خر شیطان بیا پائین یعنی چه؟

اصغر:یعنی هر کس باید سوار خر خودش بشه.

 

علی:مانی چرا معلم انقدر به تخته میزند؟

مانی:برای اینکه بچهها چشم نخورند.

 

افسر راهنمایی:اصلیترین کار برف پاک کن چیه ؟

داوطلب گرفتن گواهی نامه:نگهداری برگه جریمه جناب سروان.

 

حسن:احمق کسی است که به چیزی اطمینان کامل داشته باشد.

حسام:مطمئنی ؟

حسن:کاملا.

 

شهاب:برای من دعوا کردن با یک نفر و صد نفر هیچ فرقی ندارد!

آرمان:چه طور ممکنه؟

شهاب:چون در هر دو صورت فرار میکنم.

 

دبیر ادبیات:وقتی میگویم زیبا هستم زمان حال است؟

زهره:نه حتما زمان گذشته است.

 

مادر:سعید من دارم میرم بیرون دست به کبریت نزنی ها!

سعید:نه مامان جون مطمئن باش چون فندک بابا پیش منه.

 

خوب خندیدنا خودمونیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 19:3  توسط sarnia  |