این آخرین آپ منه امیدوارم که تو این مدت تونسته باشم مطالب سرگرم کننده ای ارائه بدم
راستش چند هفته ای بود که برای وبم مشکلی پیش اومده بود ولی با کمک دوست گلم زهرا (ته تغاری)
مشکل وبم حل شد ولی خوب مدارس هم شروع شده و من وقت سر خاروندم هم ندارم ولی با این وجود
دارم تلاش میکنم وب جالب تری ایجاد کنم که اگه خدا توفیق این کارو بهم بده اعلام میکنم.
خداحافظ دوستای مهربونم:
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
همین حالا به شرطی که ببینی تر شده چشمام![]()

یه عذر خواهی یکنم چون چند وقته سرم شلوغه و نمیتونم بیام ولی امروز براتون یه مطلب جدید گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.![]()
سوالهاي کنکور امسال را ديدهايد؟ بعضي سوالهايش واقعاً خيلي باحالند! منظورم چيست؟ الان خدمتتان عرض ميکنم: انگار يک سري سوالات کنکور امسال در دروس ادبيات و معارف، براي آيکيوي در حد سرخس! طراحي شده است، در حدي که قشنگ آدم را به خنده مياندازد. باور نميکنيد؟ پس سوالها را بخوانيد:
ـ جاي خالي را با گزينهي مناسب پر کنيد.
«به نام خداي ............
بيانداخت شمشير را شاه دين»
1) جهان آفرين
2) مهربان
3) کريم
4) رحيم
يعني گزينهها آنقدر تابلوست که طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنيده باشد، بهراحتي و با توجه به وزن شعر، ميتواند گزينهي درست را پيدا کند. اما اين سوال تازه خوب است! صبر کنيد برسيم به جالبترهايش!
ـ جاي خالي را با گزينهي مناسب پر کنيد.
«بهرام که گور ميگرفتي همه عمر
ديدي که چهگونه گور .......... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام
به خدا اين سوالهاي کنکور امسال بوده است ها! فکر نکنيد من اينها را از خودم درآوردهام. باور نميکنيد، خودتان برويد سايت سازمان سنجش را ببينيد. توي اين سوال فقط کم مانده بود يکي از گزينهها را هم ميگذاشت "دلپذير" يا "تبرک"! تست بعدي را داشته باشيد:
ـ جاي خالي را با گزينهي مناسب پر کنيد.
«که گويد برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشمهاي
دقت داريد که، طراح محترم گزينهي 2 را «پاي» ننوشته که خداي نکرده داوطلبين عزيز کوچکترين شکي نکنند. آن گزينهي 4 هم که آخرش است. اما سوال بعدي:
ـ جاي خالي را با گزينهي مناسب پر کنيد.
« ............ پردهي پندار دريدند
يعني همهجا غير خدا هيچ نديدند»
1) مردان خدا
2) مردم همهجا
3) مردم هميشه
4) مردان و زنان
نظر ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز اومدم تا یه سری عکس عشقولانه براتون بگذارم ![]()
در آخر هم یه سوال پرسیدم فقط یه خواهشی که دارم لطفا خودتون به این سوال جواب بدید و حرفهای کلیشه ای و شعار برام ننویسید![]()

برید تو ادامه مطلب تا بقیه عکسها و سوال رو ببینید![]()
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||

شاگرد آخر:مگر این درسها میگذارند که آدم توی فصل تابستان کاری کند ؟! من همه سه ماه تعطیلی را درس خوندم و وقت سر خاراندن هم نداشتم.چون از همه درسها تجدید شده بودم و برای این که مردود نشم باید دوباره همه کتاب ها را میخوندم.![]()
مبصر کلاس:تابستان خسته کننده بود.هر روز ظهر مجبور بودم خواهر و برادر کوچکترم را ساکت کنم تا مادرم استراحت کند.بعد از ظهرها هم توی کوچه میرفتم تا فوتبال بازی کنم اما هیچ کس مرا توی تیمش راه نمیداد.آخر سر هم مجبور میشدم داور مسابقه شوم.![]()
خود شیرین کلاس:من و خانوادم به شهرهای زیادی رفتیم و جاهای گوناگون را دیدیم.من در این سفرها برای معلمان عزیزم و ناظم و مدیر محترم کارت پستال و سوغاتی میخریدم و همیشه به یاد آنها بودم.![]()
نیمکت آخری کلاس:من به کلاس بوکس رفتم و چند فن جدید یاد گرفتم تا بعد از تعطیلات تابستان حساب چند نفر را بهتر برسم.![]()
نیمکت اولی کلاس:از بس توی محل ما آدم قلدر و زور گو زیاد شده است همه تعطیلات را از ترس در خانه ماندم و کارتون تام و جری دیدم.البته به کلاس ژیمناستیک هم رفتم.حسابی نرمش کردم و بارفیکس رفتم تا قدم بلندتر شود...اما...![]()
مواد لازم:
کاهو :۱ عدد
قارچ: ۱۵۰ گرم
آب لیمو:۶ قاشق غذا خوری
پیازچه:۲ عدد(یا یک پیاز کوچک)
گوجه فرنگی:۲ عدد
روغن زیتون:۴ قاشق غذا خوری
نمک و فلفل سیاه یا قرمز:به مقدار دلخواه![]()
طرز تهیه:
مر مثل برکه ی خشک نگاه
مثل یک آواز کوتاه و قشنگ
مثل یک خورشید زرد و بی صدا
مثل یک ابر سفید و بی گناه
مثل یک گلبرگ یاس هفت رنگ
مثل یک نیلوفر زرد و قشنگ
نظر میخوام![]()
به کلید که فکر میکنم دلم باز میشود.![]()
به فلفل که فکر میکنم دلم میسوزد.![]()
به پیاز که فکر میکنم اشکم سرازیر میشود.![]()
به تفنگ که فکر میکنم مخم تیر میکشد.![]()
اصغر:یعنی هر کس باید سوار خر خودش بشه.![]()
علی:مانی چرا معلم انقدر به تخته میزند؟
مانی:برای اینکه بچهها چشم نخورند.![]()
افسر راهنمایی:اصلیترین کار برف پاک کن چیه ؟
داوطلب گرفتن گواهی نامه:نگهداری برگه جریمه جناب سروان.![]()
حسن:احمق کسی است که به چیزی اطمینان کامل داشته باشد.
حسام:مطمئنی ؟
حسن:کاملا.![]()
شهاب:برای من دعوا کردن با یک نفر و صد نفر هیچ فرقی ندارد!
آرمان:چه طور ممکنه؟
شهاب:چون در هر دو صورت فرار میکنم.![]()
دبیر ادبیات:وقتی میگویم زیبا هستم زمان حال است؟
زهره:نه حتما زمان گذشته است.![]()
مادر:سعید من دارم میرم بیرون دست به کبریت نزنی ها!
سعید:نه مامان جون مطمئن باش چون فندک بابا پیش منه.![]()
خوب خندیدنا خودمونیم![]()
![]()
![]()